مرتضى مطهرى
28
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
و آن صراط را بايد بپيمايد و مرحله به مرحله و منزل به منزل طى نمايد و رسيدن به منزل بعدى بدون گذر كردن از منزل قبلى ناممكن است . لهذا از نظر عارف ، روح بشر مانند يك گياه و يا يك كودك است و كمالش در نموّ و رشدى است كه طبق نظام مخصوص بايد صورت گيرد . ولى در اخلاق صرفاً سخن از يك سلسله فضايل است از قبيل راستى ، درستى ، عدالت ، عفت ، احسان ، انصاف ، ايثار و غيره كه روح بايد به آنها مزيّن و متجلّى گردد . از نظر اخلاق ، روح انسان مانند خانهاى است كه بايد با يك سلسله زيورها و زينتها و نقاشيها مزين گردد بدون اينكه ترتيبى در كار باشد كه از كجا آغاز شود و به كجا انتها يابد ، مثلًا از سقف شروع شود يا از ديوارها و از كدام ديوار ؟ از بالاى ديوار يا از پايين ؟ . در عرفان برعكس ، عناصر اخلاقى مطرح مىشود اما به اصطلاح به صورت ديالكتيكى يعنى متحرك و پويا . ثالثاً عناصر روحى اخلاقى محدود است به معانى و مفاهيمى كه غالباً آنها را مىشناسند ، اما عناصر روحى عرفانى بسى وسيعتر و گستردهتر است . در سير و سلوك عرفانى از يك سلسله احوال و واردات قلبى سخن مىرود كه منحصراً به يك سالك راه در خلال مجاهدات و طى طريقها دست مىدهد و مردم ديگر از اين احوال و واردات بىخبرند . بخش ديگر عرفان مربوط است به تفسير هستى ، يعنى تفسير خدا و جهان و انسان . عرفان در اين بخش مانند فلسفه است و مىخواهد هستى را تفسير نمايد ، بر خلاف بخش اول كه مانند اخلاق است و مىخواهد انسان را تغيير دهد . همچنان كه در بخش اول با اخلاق تفاوتهايى داشت ، در اين بخش با فلسفه تفاوتهايى دارد . در درس بعد اين مطلب را توضيح خواهيم داد .